رفتن به محتوای اصلی
ورزشی ورزشی

حمید علیدوستی؛ مردی که فوتبال را با کتاب، موسیقی و عشق زندگی کرد

به گزارش پارسیان، بعضی آدم‌ها را نمی‌توان فقط با تعداد گل‌ها، بازی‌های ملی یا جام‌هایی که به دست آورده‌اند شناخت. زندگی بعضی انسان‌ها روایت دیگری دارد؛ روایتی که در آن فوتبال تنها بخشی از یک جهان بزرگ‌تر است. «حمید علیدوستی» از همین جنس آدم‌ها بود؛ مهاجمی که در حافظه فوتبال ایران با…

بعضی آدم‌ها را نمی‌توان فقط با تعداد گل‌ها، بازی‌های ملی یا جام‌هایی که به دست آورده‌اند شناخت. زندگی بعضی انسان‌ها روایت دیگری دارد؛ روایتی که در آن فوتبال تنها بخشی از یک جهان بزرگ‌تر است. «حمید علیدوستی» از همین جنس آدم‌ها بود؛ مهاجمی که در حافظه فوتبال ایران با پیراهن هما، گل‌های تماشایی، تجربه حضور در فوتبال آلمان و سال‌ها فعالیت در عرصه مربیگری شناخته می‌شد، اما در زندگی شخصی‌اش دنیایی از کتاب، موسیقی، سینما، فلسفه و ادبیات داشت.
علیدوستی از آن چهره‌هایی بود که کمتر به دنبال دیده‌شدن در محافل و مراسم‌ می‌رفت. ترجیح می‌داد در خلوت خود زندگی کند، کتاب بخواند، فیلم ببیند و درباره چیزهایی فکر کند که شاید در نگاه اول ارتباط چندانی با دنیای فوتبال نداشتند. همین ویژگی بود که او را از بسیاری از فوتبالیست‌های هم‌نسلش متمایز می‌کرد.
کودکی؛ جایی میان کتاب و فوتبال
حمید علیدوستی در ۲۱ اسفند ۱۳۳۴ در تهران متولد شد. علاقه به مطالعه از همان دوران کودکی در زندگی‌اش شکل گرفت. خودش در گفت‌وگوهایش تعریف کرده بود که پیش از آنکه فوتبال به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی‌اش تبدیل شود، با کتاب‌های کودک و داستان‌های تخیلی آشنا شده بود.
او درباره آن دوران گفته بود که کتاب‌های طلایی و شخصیت‌های داستانی، تخیلش را به حرکت درمی‌آوردند و باعث می‌شدند خودش را در جهان قهرمانان داستان‌ها تصور کند. فوتبال هم در همان سال‌ها به زندگی‌اش راه پیدا کرد؛ ورزشی که در محله‌های تهران با یک توپ ساده و شور و هیجان بچه‌ها جریان داشت.
شاید جالب‌ترین نکته درباره علیدوستی این باشد که هیچ‌گاه میان فوتبال و کتاب یکی را جایگزین دیگری نکرد. او در مصاحبه‌ای درباره عادت مطالعه‌اش گفته بود: «وقتی فوتبال بازی می‌کردم، بعد از آن در زمان مربیگری، هر زمان وقت آزادی داشتم کتاب می‌خواندم یا چیزی می‌نوشتم. فرق نداشت کجا باشم؛ در هواپیما یا آشپزخانه یا رختکن تیم.»
این جمله به‌خوبی نشان می‌دهد که مطالعه برای او سرگرمی دوران بازنشستگی نبود؛ بخشی از زندگی روزمره‌اش بود.
علیدوستی در دوران تحصیل نیز دانش‌آموز موفقی بود. به ریاضی و فیزیک علاقه داشت و تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته الکترونیک و مخابرات دنبال کرد. با این حال، فوتبال به‌تدریج مسیر حرفه‌ای زندگی‌اش را تغییر داد.
هما؛ انتخابی که از وفاداری می‌آمد
مسیر حرفه‌ای علیدوستی از باشگاه تهران‌جوان آغاز شد و سپس به هما رسید؛ باشگاهی که نام او برای سال‌های طولانی با آن گره خورد. او ابتدا در پست‌های مختلف بازی می‌کرد، اما با تشخیص بهمن فروتن، سرمربی وقت هما، به خط حمله رفت و خیلی زود توانایی‌هایش را در گلزنی و خلق موقعیت نشان داد.
بهمن فروتن بعدها درباره او گفته بود که علیدوستی در ابتدا خودش هم باور نداشت بتواند مهاجم موفقی باشد، اما او استعدادش را تشخیص داده بود و به او گفته بود که می‌تواند به بهترین مهاجم ایران تبدیل شود.
یکی از خاطرات جالب دوران فوتبال علیدوستی، پیشنهادهای استقلال و پرسپولیس بود. در دورانی که بازی در این دو باشگاه برای بسیاری از فوتبالیست‌ها رؤیا محسوب می‌شد، او ترجیح داد در هما بماند. این تصمیم، انتخابی متفاوت در فوتبال ایران بود؛ انتخابی که نشان می‌داد برای او همه‌چیز در شهرت و محبوبیت خلاصه نمی‌شود.
علیدوستی در تیم ملی نیز حضور مؤثری داشت. او در جام ملت‌های آسیا ۱۹۸۰ و ۱۹۸۴ به میدان رفت و در ۲۷ بازی ملی، ۱۵ گل به ثمر رساند. یکی از ویژگی‌های قابل‌توجه زندگی ورزشی او، تجربه بازی در فوتبال آلمان بود؛ تجربه‌ای که در آن سال‌ها برای یک بازیکن ایرانی اتفاقی کم‌سابقه محسوب می‌شد.
گیتار، موسیقی و بهایی که برای علاقه‌اش پرداخت
یکی از روایت‌های تلخ و در عین حال تأمل‌برانگیز زندگی علیدوستی، ماجرای علاقه او به موسیقی و نواختن گیتار بود. در سال‌های دهه ۱۳۶۰، به دلیل همین علاقه و حاضر نبودن به پنهان کردن سازش، از حضور در تیم ملی محروم شد؛ اتفاقی که مسیر ورزشی‌اش را تحت تأثیر قرار داد.
او از آن دسته آدم‌هایی نبود که برای حفظ موقعیت حرفه‌ای، همه علاقه‌های شخصی خود را کنار بگذارد. موسیقی برایش صرفاً یک سرگرمی نبود. او درباره موسیقی فیلم و آهنگسازان مورد علاقه‌اش با جزئیاتی صحبت می‌کرد که نشان می‌داد هنر را نه فقط از منظر داستان، بلکه از منظر موسیقی، تصویر و ساختار هنری می‌شناسد.
در گفت‌وگویی درباره موسیقی فیلم، از آثار اسفندیار منفردزاده در سینمای ایران و موسیقی فیلم‌های کارگردانانی چون جان فورد، اینگمار برگمان و روبر برسون یاد کرده بود. حتی تعریف کرده بود که در دوران نوجوانی، گاهی تمام پول توجیبی یک هفته‌اش را برای خرید صفحه موسیقی کنار می‌گذاشت.
کتابخانه‌ای به وسعت یک جهان
شاید کمتر کسی تصور کند مهاجمی که در ورزشگاه‌های شلوغ فوتبال ایران گل می‌زد، در خانه کتابخانه‌ای بزرگ داشته باشد و ساعت‌های زیادی را صرف مطالعه کند. اما این تصویر واقعی حمید علیدوستی بود.
در گفت‌وگوهایش از نویسندگانی چون هرمان هسه، داستایوفسکی، تولستوی، ویکتور هوگو، کافکا، مارسل پروست و آلبر کامو نام می‌برد. علایق ادبی او در طول سال‌ها تغییر کرده بود و خودش نیز از این تغییر مسیر فکری صحبت می‌کرد.
در گفت‌وگویی که درباره کتاب و فوتبال انجام داده بود، اشاره می‌کرد که از کودکی با ادبیات همراه بوده و فوتبال هرگز مانع مطالعه‌اش نشده است.
این علاقه در شیوه صحبت کردنش نیز دیده می‌شد. وقتی درباره فوتبال حرف می‌زد، گاهی از زاویه‌ای متفاوت به آن نگاه می‌کرد؛ برایش فوتبال فقط مسابقه‌ای برای بردن یا باختن نبود، بلکه ورزشی آمیخته با هنر، احساس و زیبایی بود.
آلمان؛ تجربه‌ای متفاوت در سال‌های دشوار
در سال ۱۳۶۵، علیدوستی در ۳۱ سالگی راهی آلمان شد و به تیم زالم‌رور پیوست تا در دسته دوم فوتبال این کشور بازی کند. حضور او در فوتبال آلمان در زمانی اتفاق افتاد که انتقال بازیکنان ایرانی به باشگاه‌های اروپایی چندان معمول نبود.
او در فصل ۱۹۸۶–۱۹۸۷ در ۳۰ مسابقه ۱۰ گل به ثمر رساند. با این حال، دوری از خانواده، دشواری زندگی در غربت و مصدومیت‌های ورزشی، ادامه این تجربه را برایش دشوار کرد. او سرانجام به ایران بازگشت و در تیم‌هایی مانند دارایی، کشاورز و سایپا به فوتبال ادامه داد.
پس از پایان دوران ورزشی نیز فوتبال را رها نکرد. او وارد عرصه مربیگری شد و هدایت تیم‌هایی مانند سایپا، پیکان و تراکتورسازی را برعهده گرفت. همچنین در تیم‌های ملی نوجوانان و جوانان فعالیت کرد و بخشی از سال‌های زندگی خود را به آموزش نسل‌های بعدی فوتبالیست‌های ایران اختصاص داد.
سمفونی حمید؛ روایتی از یک زندگی
شاید یکی از مهم‌ترین اسناد برای شناخت شخصیت علیدوستی، مستند «سمفونی حمید» ساخته جعفر صادقی باشد؛ اثری که تلاش کرد علاوه بر دوران ورزشی، گوشه‌هایی از علایق شخصی و فرهنگی او را نیز به تصویر بکشد.
نکته جالب این است که خود علیدوستی در ابتدا تمایلی به ساخته شدن مستندی درباره زندگی‌اش نداشت. او در یادداشتی که در روزنامه اعتماد در اردیبهشت ۱۴۰۱ منتشر کرد، توضیح داد که نمی‌خواسته مستندی قهرمان‌پرورانه از زندگی‌اش ساخته شود.
او در این یادداشت نوشته بود: «نمی‌خواستم از من مستند پرتره‌محور قهرمان‌پرور ساخته شود.»
علیدوستی معتقد بود این مستند باید تلاش‌های ورزشی نیم‌قرن زندگی‌اش را روایت کند و در کنار آن به علاقه‌هایش به کتاب، موسیقی و سینما نیز بپردازد. او در توصیف این فیلم از تعبیر «روایت تمام دوران گمشده من از ورزش» استفاده کرده بود.
این نگاه، نکته مهمی درباره شخصیت او را آشکار می‌کند: مردی که نمی‌خواست زندگی‌اش صرفاً به مجموعه‌ای از افتخارات و خاطرات ورزشی تبدیل شود.
آخرین فصل زندگی مردی که فوتبال را دوست داشت
حمید علیدوستی در سال‌های پایانی زندگی نیز ارتباط خود را با فوتبال حفظ کرد و در عرصه مدیریت فنی و پرورش استعدادهای جوان فعالیت داشت. او حتی در سال ۱۴۰۴ به مجموعه چادرملو اردکان پیوست و مسئولیت‌هایی در حوزه فنی و آکادمی این باشگاه برعهده گرفت.
او سرانجام پس از ماه‌ها مبارزه با بیماری، در ۱۰ آبان ۱۴۰۵ در ۷۰ سالگی درگذشت. خبر درگذشتش تنها جامعه فوتبال را متأثر نکرد؛ بسیاری از علاقه‌مندان سینما و ادبیات نیز از فقدان مردی گفتند که هم‌زمان در دو جهان ورزش و فرهنگ زندگی کرده بود.
شاید برای شناخت بهتر حمید علیدوستی باید به همان جمله‌ها و خاطراتی بازگشت که در مصاحبه‌هایش از او به یادگار مانده است. به پسربچه‌ای که با کتاب‌های داستان بزرگ شد، به جوانی که فوتبال را با علاقه دنبال کرد، به مهاجمی که هما را به استقلال و پرسپولیس ترجیح داد، به فوتبالیستی که در آلمان گل زد و به مردی که در هواپیما، رختکن و خانه کتاب می‌خواند.
او می‌توانست فقط یک فوتبالیست مشهور باشد، اما انتخاب کرد که علایق دیگری نیز داشته باشد. گیتار، سینما، شعر، ادبیات و فلسفه بخش‌هایی از زندگی او بودند که حاضر نشد از آنها دست بکشد.
حمید علیدوستی از آن آدم‌هایی بود که نمی‌شد تمام زندگی‌شان را در یک قاب جای داد. شاید فوتبال، او را به مردم معرفی کرد، اما کتاب‌ها، موسیقی و نگاه متفاوتش به زندگی بود که تصویری ماندگارتر از شخصیت او ساخت.
او فقط در زمین فوتبال زندگی نکرد؛ جهان شخصی خودش را هم داشت؛ جهانی که با رفتنش خاموش نشد.

 

منبع خبر: پارسیان

منبعتحریریه پارسیان
آخرین ویرایشدوشنبه، ۱۱ آبان ۱۴۰۵
درباره نویسنده

مدیریت

خبرنگار پارسیان

مشاهده نوشته‌ها